قالب وبلاگ

BRIC
Behavioral Research Information Center " مرکز اطلاعات تحقیقات رفتاری 
لينک دوستان
چت باکس


مجتبی ترکارانی
چکیده: هدف از این مقاله بررسی چگونگی تعریف حوزه روشهای ترکیبی است . نویسندگان از بسیاری از پیشگامان اخیر روش تحقیق کیفی جویا می شوند که آنها روش های تحقیق ترکیبی را چگونه تعریف می کنند. نویسندگان مقاله تعاریف پیشگامان این رشته را جمع بندی نموده وبا یک پاسخ جدید به این سئوال می دهنند که روش تحقیق ترکیبی چیست ؟
به سوی یک تعریف از روشهای تحقیق ترکیبی1
آنها همچنین به طور مختصر تاریخ کنونی روش های ترکیبی را خلاصه کرده و موضوعات جدیدي را که در راستای گسترش این حوزه نیاز به کار بیشتری دارند را معرفی می کنند . آنها استدلال خواهند کرد که روش تحقیق ترکیبی یکی از سه پارادایم اصلی تحیق می باشد. (تحقیق کمی - تحقیق کیفی و روش تحقیق ترکیبی ) ، نویسندگان امیدوارند که این مقاله به گفتگوهای مداوم در خصوص اینکه روش تحقیق ترکیبی چگونه بوسیله ی بکار گیرندگان آن تعریف و مفهوم سازی می شود کمک نماید.
لغات کلیدی : روشهای ترکیبی – روش شناسی ترکیبی – تحقیق ترکیبی – چند روشی – پارادایم – عمل گرائی
روش تحقیق ترکیبی به طور فزاینده ای در حال گسترش ، همراه شدن با کار تحقیق و مشخص شدن به عنوان سومین رویکرد اصلی پژوهش در کنار روش های تحقیق کیفی و کمی می باشد. در این مقاله ، ما نشان خواهیم داد که اگر چه ممکن است یک معیار واحد برای مشخص کردن و جدا کردن روش تحقیق ترکیبی وجود نداشته باشد اما چندین معیار مهم برای تفکر در خصوص روش ترکیبی با یک دید دقیق و ناب و همچنین گسترده و کاملا ً جامع وجود دارد. ما معتقدیم که اگرچه یک تعریف کامل و واقع گرا وجود ندارد ، اما تبادل نظر برای ساخت اجتماعی یک تعریف کاربردی هدف ارزشمندی برای این رشته است . البته باید دانست به همان میزان که رویکرد و پارادایم های تحقیق پیشرفت می کنند،تعاریف نيز در طول زمان تغییر می کنند. و همانطوری که فلاسفه ی علمگرایی چون پیرس ،جمیز ،و دیویی خاطر نشان کرده اند «حال » یک نقطه ی شروع جدید است .
این مقاله دارای چهار هدف مرتبط با هم می باشد : اول : به منظور قرار دادن تعاریف موجود در زمینه تاریخی ما مروری خواهیم داشت بر تاریخ اخیر روش تحقیق ترکیبی . دوم : از طریق بحث و تحلیل محتوی، چند تعریف از روش تحقیق ترکیبی را به صورت خلاصه ارائه نموده که این تعاریف خلاصه شده، حاصل گفتگوی رو در روی ما با چندین تن از صاحب نظران این رشته بدست آمده است .سوم : ما همچنین تعاریفی از روش تحقیق ترکیبی با تسلط کیفی و روش تحقیق ترکیبی با تسلط کمی ارائه خواهیم کرد . چهارم : ما همچنین موضوعات چندی را که به نظر می رسد در راستای پیشرفت این رشته نیازمند توجه بیشتر هستند را نیز عنوان خواهیم کرد. امیدواریم تعاریفی که در این مقاله ذکر شده اند برای رشته ای که در حال جای دادن خود به عنوان یکی از سه پارادایم اصلی تحقیق می باشد مفید واقع شود.
تاریخ کنونی روش تحقیق ترکیبی
بحث در خصوص رویکرد حقایق مطلق یا فراگیر (سقراط و افلاطون) در مقابل رویکرد حقایق نسبی و چندگانه (رویکرد شكاكاني مانند پروتاگوراس و گورگیاس ) و رویکرد بینابینی و التقاطی ( ارسطو – سیسرو ) به فلسفه باستان غرب بر می گردد . و روح این بحث نيز در عصر حاضر در دیدگاههای مختلف در خصوص سه رویکرد اصلی تحقیق اجتماعی همچنان به حیات خود ادامه می دهد . به نظر افلاطون ، نظر پروتاگوراس این است که انسان معیار سنجش همه چیز است . ودر جهات گوناگون فلسفه غرب هنوز درگير اين نظر پروتوگوراس و ديگر فلاسفه مي باشد . اين بحث ادامه دارد تا جايي كه ، آنچه که ما در جستجوی آن هستیم ،آنچه را که ما انتظار داریم پیدا کنیم ، و همچنین اینکه چگونه ما اعتقاد پیدا می کنیم و چگونه با یافته ها و دانش موجهه و قابل قبول برخورد می کنیم را تحت تاثیر خود قرار می دهد .
ما روش ترکیبی را بینابین روش حد اکثری (تحقیق کمی) افلاطون و روش کیفی سوفیست ها قرار داده ایم، با تحقیق ترکیبی تلاش می کنیم جنبه های عقلانی هر دودیدگاه را به طور کامل مورد توجه قرار دهیم . همچنین درصددیم با این روش به یک راه حل میانه و کاربردی برای بسیاری از مشکلات تحقیق دست یابیم.فلاسفه اولیه تحقیق ترکیبی اکثراً متعلق به حوزه عمل گرایی2 هستند. روش تحقیق ترکیبی عموماً رویکردی به دانش است که تلاش می کند دیدگاهها ، رویکردها و موضع گیریهای چندگانه را مدنظر قرار دهد . (به طور معمول دیدگاههای تحقیق کیفی و کمی را در برمی گیرد)
تحقیق ترکیبی در تاریخ معاصر خود در علوم اجتماعی ، رفتاری و انسانی ، با محققین و روش شناسانی آغاز مي شود که معتقد بودند دیدگاهها و روش های کیفی و کمی هر دو به دلیل اینکه سئوالات تحقیق را طرح می کنند مفید و سودمند هستند . در قرن بیستم تحقیق ترکیبی را می توان در کارهای مردم شناسان فرهنگی و بویژه در کارهای میدانی جامعه شناسان مشاهده کرد . (به عنوان نمونه؛Gans 1963)
با این حال اصطلاح روشهای ترکیبی تا سالها بعد ابداع نگردید ، اگر چه کتابهایی را که توسط دانشمندان اولیه علوم اجتماعی نوشته شده اند را تورق کنیم جالب است ببینیم آنها زمانی که خواسته اند جامعه خود را مطالعه کنند، چگونه داده های کمی و کیفی را با هم ترکیب می کرده اند . اگر چه روش تحقیق ترکیبی ، امر تازه ای نبوده و ما شاهد حضور این روش در کارهای دانشمندان اولیه علوم اجتماعی هم می باشیم . با این حال می توان گفت ، این روش یک جنبش بحث و پارادایم تحقیق جدیدی است که در واکنش به جریانهای تحقیق کمی وکیفی ایجاد شده است ، و در حال گسترش فزاینده ای نیز می باشد. در تاریخ عقاید و تفکرات نیز به طور مداوم در مقابل تز موجود ، همیشه یک آنتی تز وسپس سنتز جدیدی گسترش می یابد . بنابراین تحقیق ترکیبی نیز ستتری است که اندیشه هایی از تحقیق کیفی و کمی را شامل می شود.
در ادبیات روش شناختی علوم اجتماعی گاهاً از مقاله کمپل و فیسکز (1959) به عنوان کاری که به استفاده از روش تحقیق ترکیبی شکل گرفته است یاد می کنند . در این مقاله کمپل و فیسکز در معرفی ایده, مثلث بندی کردن (سه ضلعی کردن)3 و اشاره به عملگرایی چندوجهی داشته اند که در آن به منظور حصول اطمینان از اینکه واریانس تبیین شده نتيجه پدیده و ویژگیهای واقعی است نه روش، از بیش از يك روش معتبر استفاده می شود . (به عنوان مثال روشهای کمی و کیفی) آنها استدلالی می کنند که همگرایی یافته هایی که از دو یا چند روش سرچشمه گرفته باشند ، این عقیده را تقویت می کند که نتایج به دست آمده معتبر بوده و تنها حاصل یک امر روش شناختی نیستند. (Bouchar.1976,266) . جالب اینکه در طول اوایل دهه 1950 اونیز از اصطلاح عملگرایی چندوجهی استفاده نمی کند ، با این حال بورینگ این مفهوم را اینگونه تعریف می کند :
تا مدت زيادي این مفهوم جدید تنها یک تعریف عملیاتی داشت که تازه به مرحله ظهور رسیده بوده و تنها در حد یک سازه بود. بعدها وقتی تعاریف عملیاتی متفاوتی پیدا کرد،وارد مرحله اعتبار یافتن شد ، زمانی که عملکردهای تعریف شده به واسطه همبستگي هاي اثبات شده مورد تایید قرار گرفتند این مفهوم اعتبار تازه ای پیدا کرد
10- تا جایی که می توان دید اندیشه عملیات گرایی چندگانه در شکل اصلی آن بیشتر از آنکه یک مقیاس و تکنیکهای معتبر سازه ای باشد ، به نحوی که می توان گفت این روش یک روش شناسی تحقیق تقریباً کامل است .با این حال محققین اولیه در خصوص ایده عملکردگرایی چندگانه ، شديدا از آن چيزي كه امروزه تحقیق چندروشی نامیده می شود پيروي مي كردند، در مقابل آنچه امروزه روش تحقیق ترکیبی نامیده می شود.با این حال باید کمپل و فیسک (1959) را به طور شایسته ای واضع این امر دانست زیرا اولین کسانی بودند که به صراحت نشان دادند که چگونه می توان از روشهای تحقیق چندگانه برای دست یابی به اهداف اعتبار سنجی استفاده کرد . اندیشه های کمپل و فیسک (1959) توسط وب و استوارتز و اسكرست(1966) گسترش یافت به نحوی که آنها عملکردگرایی چندگانه را به عنوان استفاده از مقياسهاي چندوجهی که به لحاظ نظري دارای نقاط مشترکی بوده، اما دارای الگوهای مجزایی هستند، تعریف می کنند .
مطابق با دیدگاه وب و دیگران:
وقتی یک گزاره از طریق دو یا چند فرایند سنجش مستقل تایید می شود و عدم قطعیت تفاسیر آن به میزان زیادی کاهش می یابد . شواهد قانع کننده ای از طریق سه ضلعی کردن4 فرایند اندازه گیری به دست می آید. اگر یک گزاره بتواند از حملات بی امان مجموعه ای از مقیاس های نادقیق , اندازه گیری ناقص با خطاهای نامرتبط جان سالم به در برد مطمئناً ، سطح اعتماد به آن افزایش می یابد ، البته این اعتماد با به حداقل رساندن خطا در هر ابزار اندازه گیری بدست می آید.
بنابراین وب و دیگران اولین کسانی بودند که اصطلاح سه ضلعی کردن را طرح کردند . این نوع سه ضلعی کردن به سه وجهی کردن درون و بین روشی اشاره دارد .
اما این دنزين بود که در سال 1978 طرح كلي روشهای سه وجهی کردن را ارائه کرد . دنزين سه وجهی کردن را به عنوان ترکیب روش شناسیها در مطالعه یک پدیده تعریف می کند . دنزين چهار نوع سه ضلعی کردن را به شرح زیر بیان می کند : (1) سه ضلعی کردن داده ها .(مثل استفاده از منابع مختلف در مطالعه)(2) سه ضلعی کردن پرسشگران (مانند استفاده از چندین محقق یا پرسشگر ) (3) سه ضلعی کردن نظریه (مانند استفاده از تئوریها و رویکردهای چند وجهی در تفسیر نتایج یک مطالعه) و (4) سه ضلعی کردن روش شناختی (مانند استفاده از روشهای چندوجهی در مطالعه یک مساله تحقیقی). دنزين همچنین سه ضلعی کردن درون – روشي که به استفاده از رویکرد کمی چندگانه یا رویکرد کیفی چندگانه اشاره دارد را از سه ضلعی کردن بین – روشي که استفاده همزمان از رویکردهای کمی و کیفی را دربرمی گیرد از همدیگر تفکیک می کند .دنزين بر این گمان است که مثلثی کردن درون روشي دارای ارزش کمتری است زیرا ضرورتاً فقط یک پارادایم تحقیق (به عنوان نمونه روش کمی) مورد استفاده قرار می گیرد به نحوی که هر کدام از ضعف های درونی ناشی از رویکرد پارادایمی مورد استفاده (به عنوان مثال ناتوانی در تبیین اینکه چرا یک رابطه علی قابل مشاهده شد وجود دارد ) بدون توجه به طرح تحقیق خاص(آزمایشی)مورد استفاده در یک پارادایم روش شناسی بر آن حاکم خواهد بود .
14- دنزين(1978) توصیه می کند که از سه وجهی کردن بین روشي استفاده کنیم و معتقد است با استفاده از روشهای ترکیبی ، یعنی زمانی که ما از دیگر منابع داده ها ، پرسشگران و روشها نیز استفاده می کنيم ، سوگيري در هر کدام از منابع خاص داده ها ، پرسشگران و بویژه روش، خنثی خواهد شد . و در هر پدیده اجتماعی نتایج ، حول واقعیت یکپارچه و متمرکز خواهند شد از نظر دنزين سه وجهی کردن دارای سه نتیجه است : همگرایی ، ناسازگاری و تضاد . هر کدام از این نتایج که بدست آید محقق می تواند تببین بهتری از پدیده های اجتماعی مشاهده شده به دست دهد .
اگرچه بکارگیری سه وجهی کردن ممکن است برای تمام اهداف تحقیق مناسب نباشد ، با این حال جک (1979) فواید زیر را برای سه وجهی کردن یادآور می شود .
(1) به محقق اجازه می دهد تا در خصوص نتايجش کاملاً مطمئن شود (2) باعث گسترش راههای جدید جمع آوری داده می شود (3) می تواند به جمع آوری اطلاعات غنی و فراوان منجر شود (4) می تواند به سنتز و ترکیب نظریه ها منجر شود (5) می تواند تناقضها را آشکار کند . (6) به واسطه جامعیتش ممکن است در مورد تئوریهای متضاد به صورت یک آزمون آشکار کننده خطا عمل کند .
مورس (1991) دو نوع سه وجهی کردن روش شناختی را مطرح می کند :1- سه وجهی کردن هم زمان 2- سه وجهی کردن متوالی . سه وجهی کردن هم زمان عبارت است از استفاده هم زمان از روشهای کمی و کیفی به نحوی که در آن در طول مرحله جمع آوری اطلاعات تعامل محدودی بین دو منبع اطلاعات وجود دارد . اما یافته ها در مرحله تفسیر داده ها همدیگر را تکمیل می کنند . از طرف دیگر ، سه وجهی کردن متوالی یا زنجیره ای زمانی به کار می رود که نتایج یک رویکرد مقدمه ای می شوند برای طراحی یک روش دیگر .
زمانی که دنزين(1978) ، جک (1979) و دیگران در حال ترویج سه وجهی کردن بودند، سیبر(1973) لیستی از دلایل انجام ترکیب روشهای کمی و کیفی تهیه کرده است. او معتقد است که چنین ترکیبی می تواند بر طرح تحقیق ، جمع آوری داده ها ، و مرحله تجزیه و تحلیل داده ها در جریان تحقیق اثر بگذارد ، بعنوان مثال در مرحله طرح تحقیق داده های کمی می توانند به بخش کیفی در مشخص کردن اعضای نمونه نمایا کمک زیادی بکنند و برعکس در مرحله طرح تحقیق داده های کیفی می توانند از طریق گسترش مفهومی و ابزاری به بخش کمی مطالعه کمک مي کنند . در مرحله جمع آوری داده ها ، داده های کمی می توانند در تهیه اطلاعات پایه و اجتناب از سوگیری نخبگان (صرفاً گفتگو با افراد دارای پایگاه برتر) نقش موثری ایفا کند . از طرف دیگر در مرحله جمع آوری داده ها ، داده های کیفی می تواند به تسهیل جریان جمع آوری داده کمک کند . در طول مرحله تجزیه و تحلیل داده ها ، داده های کمی می توانند برآورد تعمیم پذیری داده های کیفی را آسان نموده و پرتو جدیدی بر یافته های کیفی بیافکند. و همچنین در طول مرحله تجزیه و تحلیل داده ها ، داده های کیفی می توانند نقش موثری در تفسیر ، تشریح ، توضیح و اعتباردهی به نتایج ایفا کنند .
روسمن و ویلسون (1985) سه دلیل برای ترکیب تحقیق کمی و کیفی تشخیص داده اند . اولاً ترکیبات از طریق سه وجهی کردن اثبات و تایید را مسیر می سازد، دوماً ، این ترکیبات تحلیلها را به منظور تهیه داده های غنی توسعه می بخشند ، سوماً ، ترکیبات از طریق توجه به تناقضات ناشی از دو سرچشمه متفاوت داده ها باعث ایجاد شیوه ها ی جدیدی ازتفکر می شوند .
با بررسی تحقیقات منتشر شده ، گربن ، کاراسلی و گراهام (1989) به طور استقرایی پنج هدف وسیع یا دلایل مطالعات روش شناختی ترکیبی را تشخيص داده اند (1) سه ضلعي کردن (جستجوی همگرایی و تایید نتایج از طریق مطالعه پدیده واحد با روشهای مختلف) ،(2) مکمل داشتن (یعنی تفسیر ، بهبود، توضیح و تشریح نتایج حاصل از یک روش با نتایج حاصل از روش دیگر) (3) گسترش یا توسعه (استفاده از نتایج حاصل از یک روش به منظور دادن اطلاعات به روش دیگر)، (4) آغاز (کشف پارادکسها و نتاقضهایي که به شکل دهی مجدد سوالات تحقیق منجر شود)(5) شکوفایی (یعنی تلاش برای گسترش دادن دامنه و سطح تحقیق از طریق استفاده از روشهای مختلف ، برای بخشهایی مختلف تحقیق).
در سال 1979 ریچارد وکوک برای ارزیابی برنامه، تقاضا کردند که از هر دو پارادایم روش شناختی کمی و کیفی استفاده کنند آنها خاطرنشان کردند که اگرچه برخی روشها و تکنیکهای خاص با پارادایم های روش شناختی خاصی مرتبط شده اند ، با این حال این دیدگاه در خصوص رویکرد پارادایمی که ناسازگاری بین انواع روشها را تشویق و ترویج می کند،کاملاً ديدگاه نادرستي است . (p11) . آنها همچنین خاطرنشان می کنند که :
هر شخص می تواد ویژگیهایی از یک پارادایم با ابعاد مشابه را انتخاب کند ، برای مثال ارزیابی جامع به همان میزانی که محصول محور است ،فرایند محور هم باشد . زمانی محققان می توانند بطور دلبخواهی بهترین پارادایم را انتخاب کنند هیج دلیلی وجود ندارد که خودرا به یکی از پارادایم ها محدود کنند
کوک در سال (1895)اصطلاح چند گانه گرایی انتقادی را وضع کرد، هدف او اشاره به این اندیشه بودکه ، سئوالات تحقیق را می توان با دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار داد. و اغلب ترکیب روشهای مختلف با سوگیرهای مختلف ، امری مفید و سودمند است . عموماً بر اين نظرند كه ، ارزیابی به عنوان یک حوزه ، بسیار زودتر از دیگر رشته هايي چون تحقیقات روانشناختی و آموزشی ، وارد مرحله استفاده از روش تحقیق ترکیبی شده است ، شاید دلیل این امر ، ماهیت بسیار کاربردی این رشته و همچنین نیاز این رشته به منابع چند گانه برای مدارک و مستندات به هنگام قضاوت در مورد برنامه های اجتماعی باشد.
اسچرلت و سیدانا (1995) چهار دلیل برای تکثرگرایی روش شناختی بیان می کنند : (1) برای تایید اهداف تحقیق(2) به منظور ایجاد مبناهایی برای تخمین خطای احتمالی در اندازه گیرهای واقعی (3)تسهیل در بازبینی داده های جمع آوری شده و (4) کند و کاو در مجموعه داده ها به منظور تعیین معنی آنها . همچنین دزورس و آبرهام (77-76.pp ،1993 ) این شش فعالیت را که تحقیق کیفی وکمی را به هم ارتباط می دهد مشخص میکنند (1) پیگیری تسلط برخود و جهان (2) پیگیری فهم از طریق بازسازی کردن (3) پیگیری کاهش پیچیدگی ها به منظور بالا بردن فهم (4) پیگیری ابداع و نوآوری (5) پیگیری معنی دار بودن و بهره وری از معنی (6) پیگیری حقیقی و درست بودن.
اخیرا ً کالینز اون بوزی و ساتن (2006 ) چهار دلیل برای به جریان افتادن روش ترکیبی مشخص می کنند . (1) تقویت مشارکت. ( ترکیب تحقیق کمی و کیفی به منظور بهینه سازی شیوه های نمونه گیری مورد استفاده ، به نحوی که اعضا ء جدید را نیز در بربگیرد ، درگیر شدن در فعالیتهایی مانند، مطمئن شدن از اینکه که هریک از نمونه های انتخاب شده به لحاظ شمولیت بخشیدن و جامع کردن حجم نمونه مناسب هستند) .(2 ) دقت و درستی ابزار (برای مثال : ارزیابی مناسب بودن و سودمند بودن ابزارهای اندازه گیری موجود ، ساختن ابزارهای جدید ، نظارت بر اجرای ابزارهای ساخته شده ) . (3) یکپارچگی رفتار ( برای نمونه : ارزیابی درستی و دقت مداخله ) . و (4) بهبود بخشیدن و تقویت کردن معنی ( برای مثال آسان سازی ، افزایش و غنادی داده ها ، اصلاح برداشت ها و تفاسیر ،و سودمند بودن یافته ها).
در طول سالهای اخیر تعدادی از مدافعان بسیار قوی تحقیق کیفی مانند دنزین ،لینکهلن و گاب به طور مداوم اظهاراتی بيان كرده اند که باعث اعتبار بخشیدن به روش تحقیق ترکیبی شده است . به عنوان مثال لینکهلن و گاب (1985) اذعان می کنند که به راستی محققین طبيعت گرا فرصتهای بسیار زیادی برای استفاده از داده های کمی دارند، احتمالاً خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنند .(199-198 .pp ) با این حال گاب و لینکهلن (1989) اظهار میدارند که اطلاعات می توانند کمی و با کیفی باشند . یک ارزیابی که خود را ملزم به پاسخگویی بداند نباید شیوه های کمی را کنار بگذارد زیرا این یک اعتقاد اشتباه است که بعضی ها مرتکب آن شده اند ، با این حال ، درگیر شدن و ارتباط برقرار کردن با هر نوع اطلاعاتی ، باعث پاسخگویی به ادعاها ، مسائل و موضوعات حل نشده می شود. (174 p ) بنابراین گاب ولینکهلن (1994 ) بیان می کنند که هم روشهای کیفی و هم روشهای کمی هر دو ممکن است به طور مناسبی از سوی پارادایم های تحقیق مورد استفاده قرار گیرند (105 p ) گاب و لینکهلن مجدداً (2005 ) تکرار میکنند که در درون هر پارادایم ، روش شناسی های ترکیبی ممکن است باعث ایجاد یک فهم کامل و درست شوند . (200 .p ) آنها همچنین تصریح می کنند که ، اگر چه ما تلاش کرده ایم تا این مساله را روشن نماییم که جر و بحث های ایجاد شده در علوم اجتماعی در مورد روش نبوده اند با این حال تعدادی از انتقادهای طبیعت گرایی جدید ، مردم نگاری ، پدیدار شناختی و رویکردهای مطالعه موردي معتقدند که این جرو بحث ها در مورد روش نیز وجود دارد(p200 ) . گوباو لینکهلن (2005)سئوال زیر را مطرح و به آن پاسخ می دهند :
آیا این امکان وجود دارد که عناصری از یک پارادایم را در پارادایم دیگر به نحوی ترکیب کرد که فرد درگیر تحقیق ، به نحو مطلوبی بتواند هر دو نگاه را نمایندگی نماید ؟ پاسخ از منظر رویکرد ما یک بله محتاطانه است .چرا که این پارادایم ها دارای عناصر اکزیوماتیک مشترکی هستند .
اسچواندت (2006 -2000 ) یک موضع قوی در خصوص جنگ پاردایم ها اتخاذ می کند و درضرورت تقسیم بندی و تفکیک و تعریف تحقیق کیفی و دیگر تحقیقات از طریق اختلافات بین آنها تردید می نماید. او خاطر نشان می سازد که این امر بسیار سئوال برانگیز است و چنین تفکیکی بین تحقیقات کیفی و کمی دیگر برای فهم اهداف تحقیقات معنای چندانی ندارند. (210p 2000 ) اسچواندت اظهار می دارد:
تحقیق هم نوعی تفسیر است و ما با روشهای متعددی روبه رو هستیم که هر یک برای نوع متفاوتی از فهم و تفسیر مناسب هستند بنابراین ابزارهای سنتی تحقیق به نحوی که فرد خودش محقق باشد و با حمایت خودش، با مجموعه ای خاص از روشها بخواهد به تحقیق بپردازد دیگر سودمند نیست ، بنابراین اگر ما می خواهیم به سمت جلوحرکت کنیم باید از شر این تفکیکات خلاص شویم .
ما در خصوص این دو مطلب با اسچواندت موافقیم که اولا ً خطوط جداکننده پارادایم ها که معمولا ً در نوشته ها از آنها یاد می شود ابهام برانگیز است . ثانیا ً هم ستیزی و تضاد بین پاردایم ها امر بسیار بی ثمر و بی فایده ای است . مجادله کنندگان در عرصه پاردایم ها همچنین به کرات وجود تفاوتهای درون پارادایمی فراوان را نادیده میگیرند . با این حال ما معتقدیم که مشخص کردن سه پارادایم تحقیق به منظور بیان گرایشهاي عمده در موضع گیری های روش شناختی و فلسفی امری مفید است . اگر چه به نظر ما این وضعیت آنقدر هم كه در این نوشته ها بیان می شود منطقی و روشن نیست .
در مجموع قرن بیستم با استفاده از روشهایی آغاز شده که بعد ها روش ترکیبی نام گرفت اما تحقیق اجتماعی و روانشناختی به سرعت کمی شد.(به علت متاثر شدن از پوزیتویسم منطقی و علم گرایی دوباره احیاشده) به طور جزئی در واکنش به این امر ، بسیاری از جریانات کیفی در طول قرن بیستم گسترش یافتند، که طی سالهای 1980 ، 1990 تحت عنوان پارادایم تحقیق کیفی با هم ترکیب شدند .(گاب،1990) در واکنش به قطب بندي بين تحقیق کمی و کیفی ، دیگر جریانات روشنفکری ( که بر سنتز این دو تاکید داشتند ) به وجود آمدند و این جریانات به آرامی نام روش تحقیق ترکیبی را به خود گرفتند . بنابراين ما در حال حاضر در یک جهان با سه رويكرد روش شناختی یا پارادایم تحقیق هستیم ،روش کمی ، روش کیفی و روشهای تحقیق تركيبي، که هر سه در حال رشد و همزیستی با هم هستند . بر خلاف انتظار توماس کوهن (1922 ) در خصوص وجود یک پارادایم واحد برای توصیف و مشخص کردن علم متعارف ما معتقدیم که یک جهان با سه پارادایم روش شناختی ممکن است مناسب تر باشد زیرا هر رویکرد دارای نقاط قوت ، و ضعف و ضرورت مکانی و زمانی خاصی است . شاید الگوی علم متعارف برای علوم اجتماعی کاملا مناسب نباشد ، شایدیک تعامل پیوسته بین عل متعارف کوهن و عل تکاملی است که می خواهد به بهترین نحو مارا در حالت تعادل نگه دارد .
تعاریف رایج از روش تحقیق ترکیبی
علاوه بر عملیات گرایی چندگانه و مثلث بندی ، جنبش روش شناختی سوم (یک سنتز عملی و ذهنی ) نام های بسیاری را به آن نسبت داده است .
در اینجا به بعضی از این نام ها اشاره می کنیم :
تحقیق ادغامی (جانسون و دیگران ،2004( تحقیق آمیخته (توماس ، 2003) تحقیق چند روشی و تحقیق چندگانه مطالعه مثلثی شده و تحقیق ترکیبی (جانسون ،2004)
ترجیح واژه بسیط تحقیق ترکیبی بر تحقیق ادغامی در آن است که ترکیب کردن در آن محدوده به روش تنها نیست بلکه مراحل دیگری را نیز در برمی گیرد . روش تحقیق ترکیبی به عنوان موثرترین واژه برای توصیف این جنبش بکار می رود . این نکته را باید به خاطر سپرد که کلمه روش باید در وسیعترین معنای آن بکار برده شود .
گرین توصیف جالبی را از شیوه هایی که ما با آن به روش نگاه می کنیم ارائه کرده است . (گرین . 2006)
ما معتقدیم که استفاده از کلمه روش در تحقیق ترکیبی به ما اجازه می دهد که مباحث و استراتژیهای حول روش جمع آوری داده ها (پرسشنامه ، مصاحبه و ...) روشهای تحقیق (آزمایش ،مردم نگاری) و مباحث فلسفی مرتبط (هستی شناسی ، معرفت شناسی ، علت شناسی) در یکدیگر ادغام شوند .
در نگاه ما هر یک از این سه رهیافت به تحقیق شامل فرضها ، اصول و روشهای این نوع از روش شناختی و مباحث عملی مرتبط با آن قسمتی از پارادیم تحقیق می باشند .
اکنون می خواهیم بررسی کنیم که پیشگامان این حوزه چگونه روش تحقیق ترکیبی را تعریف می کند.
در سالهای اخیر مفهوم روش تحقیق ترکیبی به شیوه های مختلفی تعریف شده است ولی ما احساس می کنیم که لازم است معیارهایی را که پیشروان در این حوزه برای تعریف روش تحقیق ترکیبی به کار گرفته اندمورد توجه قرار دهیم
ما به این پیشروان روش تحقیق ترکیبی طبق لیست 31 نفره که توسط تشکری مطرح شده و 5 نفر که بعداً خود اضافه نموده ایم . توسط ایمیل مکاتبه نموده و از آنها خواستیم که تعریفشان از روش تحقیق ترکیبی را برایمان ارسال کند . 19 تعری برایمان ارسال گردید که در جدول 1 به بعضی از آنها اشاره شده واحد تحلیل در این مطالعه بیش از آنکه افراد مشارکت کنند باشد , تعریف داده شده است.
چنانکه در جدول 1 می بینید این تفاوتهایی در ویژگیهای خاص هستند .
تحلیل بین موردی وظیفه مقایسه و مقابله 19 تعریف جداگانه را انجام می دهد و مخصوصاً روش مقایسه ثابت که بوسیله گلاسر واشتروس در سال 1969 ارائه گردید.
در اینجا بصورت متوالی هر گزاره معنی دار را با تمام گزاره های قبلی مقایسه نموده و خوشه های مشابه توسط کدهای یکسان برچسب گذاری می شود بعد از اینکه گزاره ها کدگذاری شوند . کدها بوسیله تشابهاتشان گروهبندی شده بر مبنای هر گروه بندی یک «تم» مصرفی و مستند می شود با انجام این تحلیل بر روی تعاریف 4 تم آشکار می شود .
ما بعضی از این تم ها را فراهم آوردن اطلاعات بیشتری در مورد کمیت علاوه بر کیفیت ,مقداری نموده ایم .
در آنجا تم ها (داده های کیفی) به شکل های عددی تحول می یابند تا تعداد تعاریف شکل دهنده در هر تم را تعیین کنند . مطابق با تعاریف 19-15 ، تحقیق کمی و تحقیق کیفی با هم تم «ترکیب شدن چگونه است؟ » را تشکیل می دهند .
مطابق با تعریف هانتر ، ترکیب کردن شامل ادغام کردن در درون یک پارادیم تحقیق می باشد (QUAL+QUAL) و یا تعریف دیگر شامل افزودن تحقیق تاریخی به تحقیق کمی و کیفی می باشد .
از طرف دیگر ، توافق وسیعی وجود دارد که تحقیق ترکیبی شامل هم تحقیق کمی و کیفی می باشد . اگرچه بعضی توصیه می کنند که تحقیق ترکیبی , را بصورت گسترده تر شامل ترکیب در درون یک پارادایم تحقیق در نظر گفته شود .

من مایلم بین چند روشی و MM تفاوت قائل شوم، اگر من نیاز به یک عبارت واقعی داشته باشم از MM استفاده خواهم کرد . تحقیق چند روشی زمانی بکار می رود که روش ها و رهیافت های متفاوت بصورت موازی یا متوالی بکار می رود اما تا مرحله استنباط ، هیچ گونه ادغامی صورت نمی گیرد ولی MM دربردارنده استفاده از یک یا چند رهیافت در طراحی روش جمع آوری داده ها ، آنالیز داده ها در درون یک مطالعه تحقیقی بوده و ادغام نمودن این رهیافت ها و روش های متفاوت نه فقط در مرحله نتیجه گیری بلکه در طول برنامه تحقیق صورت می گیرد باید توجه داشت که من تحقیق ترکیبی را تنها محدود به ترکیب تحقیق کمی و کیفی تنها نمی دانم بلکه بصورت وسیعتری ترکیب رهیافت ها / روش ها / داده ها / تحلیل ها متفاوت را دربر می گیرد .
Hauey chen
روش تحقیق ترکیبی یک ادغام سیستماتیک از روش های کمی و کیفی در یک مطالعه با هدف کسب یک تصویر کامل و فهم عمیق از یک پدیده می باشد .در تحقیق ترکیبی روشها باید طوری در یکدیگر ادغام شوند که روشهای کمی و کیفی ساختار اولیه شان و رویه هایشان را بتوانند در شکل ترکیبی بازیابی کنند.
John croeswell
روش تحقیق ترکیبی یک طرح تحقیق است که در آن محقق ، داده های کمی و کیفی را با هم در یک مطالعه و یا با یک برنامه چند مرحله ای در یک مطالعه ترکیب می کند که شامل مراحل جمع آوری و تحلیل می باشد .
Stere currall
روش تحقیق ترکیبی شامل استفاده همزمان یا متوالی از داده های کمی و کیفی و تکنیکهای تحلیل داده ها می باشد .
(کی و کجا در طرح ترکیب):در تحقیق ترکیبی بعنوان تم2 انجام می گیرد . این تم در بردارنده مرحله ای است که در آن ترکیب دادن رخ می دهد . برای مثال 3 تعریف از تعاریف موجود بیانگر آن است که ترکیب کردن در مرحله جمع آوری داده ها و تحلیل داده ها رخ می دهد (در اینجا هنه تعاریف ذکر نشده است)

حداقل 4 تعریف (بعبارتی شاید غیر مستقیم همه تعاریف ) بیانگر این هستند که ترکیب نمودن در همه مراحل تحقیق بکار می رود .
طبق یکی از تعاریف روش ترکیبی باید شامل دیدگاههای کمی و کیفی در بررسی، سئوال تحقیقی باشد . اگر چه این تعریف مکرر ذکر نشده ولی ما معتقدیم که این نکته قابل توجهی است . یین (2006 ) بحث آشکاری را بر سر این نکته در مقاله اش طرح نموده است . بحث مرتبط دیگر گستره و پهنای تحقیق ترکیبی است (تم 3 ) این تم می تواند قرار گرفتن روی یک طیف را از نقطه ای با تعریف روش تحقیق ترکیبی بعنوان شیوه جمع آوری داده ها به شکل کمی و کیفی شروع شده و تا نقطه ای که بالقوه روش تحقیق ترکیبی را ترکیب در تمام مراحل تحقیق می داند ختم می شود وهمچنین کسانی را که تعاریفشان شامل ترکیب دید گاههای روش شناختی و زبان می باشد, در بر می گیرد.
در واقع ، قسمت آخری تعریف (جانسون , 2004 )،در بردارنده یک معیار وسیع تر است :
ترکیب کیفیت (نوع و سنخ ) و کمیت (مقدار ) , زبان یا گفتمان (دیدگاههای روش شناختی در شکل دادن به تفاسیر و در نوشتن و ارتباط داشتن با یافته های تحقیق به شکل گسترده ای دیده می شود .)
هدف ما ، اکنون وارد کردن معیار زبان است تا یک موضع حد وسط گسترده تری را برایروش تحقیق ترکیبی بوجود آورده نه یک موضع حدوسط محدودتر ، وقتی با معیار زبان یا گفتمان به ترکیب کردن نگاه کنیم. این فرایند بسیار طبیعی به نظر می رسد.
تم اصلی بعدی این است که چرا ترکیب کردن ؟ (تم 4 ) بسیاری از تعاریف شامل یک یا چند هدف برای انجام دادن تحقیق هستند , یک هدف کلیدی ذکر شده بوسیله بسیاری از افراد ، عریض نمودن و گسترده نمودن همکاری است . توضیحاتی راجع به گسترده نمودن و یا عمیق کردن این است که الف . فهم بهتری حاصل می شود ب. تصویر کاملتری و فهم عمیق تری بدست می آید. ج . توصیف و درک ما افزایش می یابد .
همکاری نمودن, خود را در تعاریف ، در مثلث بندی در یافته ها منعکس می نماید . تعدادی از روش شناسان این دو موضوع( همکاری و عریض نمودن) رابه این منظور در تعاریف شان بکار برده اند الف – اعتبار بخشیدن و توضیح دادن یافته ها از رهیافت های دیگر رسیدن به فهم جامع تر ، سازگاری درونی بیشتر بدست آوردن یافته های معتبرتری صورت گیرد .
ب) فراهم کردن فهم غنی تر و اعتماد بیشتر به نتایج ج) کنترل تهدیدهایی که اعتبار تحقیق را آماج خود قرار می دهد و بدست آوردن فهم عمیق تر و کاملتر
د) فراهم آوردن پاسخهای مفید تر . پر معنی تر و غنی تر برای سئوالهای تحقیق
اما برای بعضی از محققان دیگر تم »چرا ترکیب کردن ؟» محدود به گسترده کردن و همکاری نمودن نبوده، شامل اهداف دیگری می باشد.
برآورده نمودن اهداف پروژه تحقیق
کسب عدالت اجتماعی و دوری از ظلم
تم آخری به« جهت گیری درروش تحقیق ترکیبی» اشاره دارد .
(تم 5 ) این تم خواه با بعضی تعاریف (مثل تعریف نیومن ) . سازگار باشند یا با آنچه تشکری (2006 ) با عنوان «رهیافت از پایین به بالا » می نامد. و در آن سئوال تحقیق از رهیافت روش تحقیق ترکیبی مشتق می شود .
حداقل یکی از تعاریف مانند تعریف مارتینز می تواند تحت عنوان رهیافت از «بالا به پایین » دسته بندی شود که در آن رهیافت روش تحقیق ترکیبی ، ازسئوال تحقیق مشتق نمی شود بلکه ازدغدغه های محقق ناشی می شود برای انجام تحقیق مانند رهایی بخشی، ضد تبعیض و مشارکت جویی تمرکز بر ، بررسی زندگی و تجربه ، گروه ها و اشخاص حاشیه ای نظیر زنان و اقلیت های قومی / نژادی و فرهنگی و افراد معلول و استثنایی و اعضای همجنس بازان مرد و زن و دوجنسی ها و اجتماع های تغییر جنسیت داده ها (مارتینر.2003 ) ما باور داریم که هر مطالعه از روش تحقیق ترکیبی ،می تواند در جایی باشد در یک طیف عملیاتی سازی از بالا به پایین گرفته تا پایین به بالا.
تشابه و تفاوتهایی را می توان در تعاریف ارائه شده در جدول 1 مشاهده نمود . ازیک طرف , ما امیدواریم که بعضی توافقات درباره هسته روش تحقیق ترکیبی را شاهد باشیم و از طرف دیگر, تفاوت ها هم طبیعی و قابل احترام و ارزش هستند. بخاطر آنکه روش تحقیق ترکیبی می تواند شامل گروه بزرگی از محققان و تعداد زیادی پروژه های تحقیقی باشد . بطور خلاصه ما توافق و اختلاف هایی را در تعاریف بعنوان ابزاری برای پارادیم تحقیق پدید آمده می بینیم و توصیه میشود که خوانندگان تعاریف را با این دو مشخصه, بررسی نمایند .
با تحلیل تعاریف جدول 1 ما تعریف عام تری را ارائه می دهیم :
«روش تحقیق ترکیبی یک نوع تحقیق است که در آن محقق یا گروهی از محققان تحقیق ، عناصری از رهیافت های کمی و کیفی تحقیق را با هم ترکیب میکند ( استفاده از نقطه نظرات کمی و کیفی ،جمع آوری داده ها ، تحلیل وتکنیکهای استنباط) برای انجام هدفهای وسیع تر در گسترده نمودن . عمق بخشیدن به فهم و همکاری محققان با همدیگر »
این تعریف به روش تحقیق ترکیبی بعنوان یک نوع تحقیق اشاره دارد:
یک مطالعه تحقیق ترکیبی می تواند شامل ترکیب کردن دردرون یک مطالعه خاص باشد و یک برنامه تحقیق ترکیبی می تواند شامل ترکیب کردن در درون یک برنامه تحقیق و یا ترکیب کردن می تواند در امتداد مجموعه نسبتاً مرتبطی از مطالعات رخ دهد.
تعریف انواع متفاوتی از روش تحقیق ترکیبی
با توجه به طیف کمی – کیفی موجود در شکل 1 ، تحقیق ترکیبی می تواند بعنوان ادغام نمودن گروههای همپوشانی از محققان تحقیق ترکیبی یا انواعی از روش تحقیق ترکیبی دیده شود .
نواحی در مر کز که به سمت بیرون از هر دو سمت (نواحی نزدیک دو قطب ) کشیده می شود. جاهایی است که تحقیق ترکیبی در آنجا رخ می دهد در وسیعترین تعریف ممکن , هر چه از مرکز بیشتر دور می شویم نمایانگر شکل نابی از تحقیق , می باشد .
بدیهی است که محقق ممکن است در نقطه ابتدائی کار باشد (خارج از نقاط اصلی : تحقیق کمی و تحقیق کیفی و تحقیق ترکیبی ) و بخاطر این است که ما از نظریه اقتضایی، در روش شناسی تحقیق استفاده می کنیم . برای محقق موجه است که که نقاط دیگر این طیف را بازدید نماید وقتی که محقق بتواند از این بازدید ها فایده بگیرد . ( johnson&… 204 )
نواحی اطراف مرکز را در یک طیف موقعیت برابر می نامند . و جایگاهی است که برای کسی که می خواهد خود را بعنوان محقق تحقیق ترکیبی معرفی نماید .
این محقق ، آنرا بعنوان نقطه شروع خویش در فلسفه و منطق تحقیق , روش ترکیبی در نظر می گیرد این محققان خواهان آن هستند که که داده کمی و کیفی و رهیافت ها ، می خواهند بینش ما را نسبت به تفکر بیشتر درباره سئوال تحقیق افزون نمایند .
یکی دیگر ازانواع روش تحقیق ترکیبی که در طیف نشان داده شده شکل 1 پیداست به نام روش تحقیق ترکیبی، با غلبه کیفی نامیده می شود. این نوع از تحقیق, که با سمبل QUAL+quan مشخص می شود. ناحیه ای بر روی طیف است که خود را با تحقیق کیفی سازگار می نماید . یا نوعی از روش تحقیق ترکیبی است که معتقد به ضرورت ورود داده های و رهیافتهای کمی در پروژه های تحقیقی کیفی می باشد .
تعریف بالقوه به قرار زیر است : روش تحقیق ترکیبی با غلبه کیفی نوعی از تحقیق ترکیبی است که در آن شخص به یک نگاه کیفی و سازه گرایانه ، ساختار گرایانه – انتقادی از فرآیند تحقیق متکی بوده و در عین حال موید این نکته است که اضافه نمودن رهیافت و داده های کمی احتمالاً برای بیشتر پروژه های تحقیقی مثمر ثمر خواهد بود.
یکی نوع دیگر از روش تحقیق ترکیبی که در شکل 1 پیداست به نام روش تحقیق ترکیبی، با غلبه کمی نامیده می شود. این نوع از تحقیق, که با سمبل QUAN+qual مشخص می شود. ناحیه ای بر روی طیف است که خود را با تحقیق کمی سازگار می نماید . یا نوعی از روش تحقیق ترکیبی است که معتقد به ضرورت ورود داده های و رهیافت های کیفی در پروژه های تحقیقی کمی می باشد .
تعریف بالقوه به قرار زیر است : روش تحقیق ترکیبی با غلبه کمی نوعی از تحقیق ترکیبی است که در آن شخص به یک نگاه کمی و ساختار گراینه و پوزیتیویستی از فرآیند تحقیق متکی بوده است.
بعضی از مباحث جاری در روش تحقیق ترکیبی
بعد از توجه به تعاریف مطرح شده در این مقاله ،مباحث زیادی پدید آمدند که به صورت بالقوه نیازمند توجه بیشتر در کارهای روش شناختی آینده می باشد .
هدف ما در اینجا ، معرفی چند نمونه از این مباحث است نه فراهم کردن یک بحث گسترده یا ارائه یک راه حل نهایی ا ست .
اول . آیا محققان و روش شناسان می توانند به توافق گسترده ای در مورد مراحل فرآیند تحقیق در حالت ترکیبی نمودن دست یابند ؟و چه بهره ای از ترکیب کردن در مراحل مختلف بدست می آید ؟
دوم : چه استراتژیهای موثری برای ادغام مراحل متفاوت فرآیند تحقیق وجود دارد ؟ برای مثال بازلی (2006 ) دقیقاً این مسئله را بررسی نموده که چگونه داده های کمی و کیفی بوسیله نرم افزار تحلیل داده ها با همدیگر ادغام می شوند . تشکری وتدیل (2006 ) بر روی فرآیند ساختن فرا استنباط 5 بحث می نمایند . اون یوزی و جانسون (2006 ) مفهوم ادغام را به شیوه های متعدی مورد کاوش قرار داده اند که یکی از مستقیم ترین این روشها ، تحت عنوان «مشروعیت توافق پذیر» نامیده می شود .
نکته کلیدی آن است که روش تحقیق ترکیبی نیازمند اشکالی از ادغام است که روشن باشند همت ولی هنوز تحقیقات زیادی برای روشن ساختن این فرآیند ادغام باید انجام گیرد .
سوم : کدام فلسفه علم یا مجموعه ای از وضعیت هایی فلسفی می تواند همنشین روش تحقیق ترکیبی باشند . سازه گرایی وپسا ساختارگرایی به تحقیقات کیفی متصل هستند . و پسایوزیوسیت ها به تحقیقات کمی متصل هستند . بعضی از نویسندگان تحقیق ترکیبی ، بعضی قرائت های پراگماتیسم را مفیدترین فلسفه برای حمایت از روش تحقیق ترکیبی می دانند . ما با این نکته که پراگماتیسم فلسفه جذاب و بسط یافته ای برای ادغام نمودن دیدگاههاو رویکردهاست موافقیم ولی در عین حال پراگماتیسم یک تببین معرفتی ( تبیین از طریق ارزشها یا استانداردهای شناختی عملگرایانه ) و منطقی را برای ترکیب کردن روشها و رویکردها طرح می نماید.
یک پراگماتیست از نازساگاری تزها ، دوری می نماید. و ادعا می کند که پارادیم های تحقیق گرچه می توانند مجزا باقی بمانند اما می توانند هم در پارادیم های تحقیقی دیگر ادغام شوند هرکس می تواند با آنچه که توسط دیویی با عنوان « گزاره های تضمین شده »6 بیان شده است موافق باشد .
یکی دیگر از ویژگی پراگماتیسم برای روش تحقیق ترکیبی این است که پراگماتیسم دارای لایه گسترده ای از نظریاتی است که می تواند مورد توجه محققان روش تحقیق ترکیبی باشند . برای مثال ، ریشار (2000 ) و پاتنام (2002 ) به طرح مفهومی به نام پراگماتیسم راست ( جایی که راست نه به مفهوم سیاسی بلکه اشاره به یک موضع نسبتا ً قوی از واقع گرایی و شکل ضعیفی از پلورالیسم می پردازد است .»
رورتی نیز از مفهوم پراگماتیسم چپ یاد می کند . (جایی که چپ بمعنای موضع واقع گرایی ضعیف و پلورالیسم قوی می باشد )
ما معمولاً پراگماتیسم میانه بعنوان یک فلسفه مختص برای تحقیق ترکیبیa طرح می کنیم .قرائنی از پراگماتیسم که حول اندیشه های پیرس و جیمز و ودیویی بنا می شود . ما قبلاً در جای دیگری این نوع پراگماتیسم را شرح داده ایم .( جانسون و دیگران 2004)
ولی در عین حال معتقدیم که حداقل یکی یا بیشتر از این نوع پراگماتیسم ها میتواند پشتوانه ای فلسفی را برای ادغام نمودن پارادیم ها فراهم کند و به تحقیق ترکیبی کمک کند که به آرامی در کنارفلسفه های تحقیق کیفی و کمی همزیستی داشته باشد .
چهارم :
آیا تحقیق ترکیبی نیازمند یک مجموعه تفصیلی مخصوص از وضعیتهای فلسفی و روش شناختی است ؟برای مثال : آیا این حوزه نیازمند مطرح کردن وضعیت کافی است که متناسب با شمای کلاسیک منسوب به لینکلن و گوبا می باشد. ( دادن فهرستی از تعهدات همتی شناختی خاص . معرفت شناسی خاص و روش شناسی و علت شناسی در روش تحقیق ترکیبی باید پذیرفته شود.
از نگاه ما تنوع در ملزومات فلسفی خاص باید پذیرفته شود و تفاوتها را بعنوان یک قسمت مهم از پارادایم روش تحقیق ترکیبی بپذیریم .
در این وقت است که ما درباره الزام های فلسفی مناسبی گفتگو کنیم که باعث می شود یک حوزه علمی خود بازتابی شد. رشدش را مداوم می نماید.
پنجم : آیا طرح موقعیت های برابر (استفاده برابر از معرفت شناسی کمی و کیفی) امکان پذیر است؟ ما این سئوال را به این خاطر مطرح نموده ایم که بعضی از کارشناسان معتقدند که روش تحقیق ترکیبی باید از یک پارادیم مسلط کمی یا کیفی گرفته شود اگر چه ما با این موضوع مخالفیم ولی این دیدگاه جایگاه خود را در درون روش تحقیق ترکیبی ، تثبیت نموده است . مخالفت ما بر مبنای تفاسیری است که فیلسوفان علم یا معرفت شناسان بر اساس آنها موضع می گیرند و نوعاً شامل ، آمیخته نمودن ، فرضیات ، باورها و تکنیکهای تحلیلی مرجح است .
برای عنوان کردن بحث « ترکیب ایده های همبسته با پارادیم تحقیق» از مفهوم خاصی با نام « اعتبار یا مشروعیت توافق پذیر » استفاده می کنیم . که « اندازه ای که در آن فرا استنباط انجام می شود انعکاسی از دیدگاههای ترکیبی است که بر مبنای فرآیند شناختی سوئیچنگ و ادغام گشتالت انجام می گیرد »
«اعتبار یا مشروعیت توافق پذیر » برای بسیاری از محققان امکان پذیر نیست و آموختن اینکه چطور دیدگاهها باید سوئیچ شوند و دیدگاه جدیدی ایجاد شود .دشوار است . اما ما باور داریم که این روش هم ممکن است و هم مطلوب.
وضعیت تحقیق ترکیبی کامل که از آن بحث می شود فقط بعد از ملاحظه روشن و سیستماتیک دیدگاههای کمی و کیفی توسعه داده می شود . در کارهای آینده ما امید واریم که ایده هایی را از روانشناسی شناختی و روانشناسی مشاوره ای و فلسفه و زبان شناسی ( تر جمه پذیری بین زبانهای متفاوت ) گرفته تا با آنها کارمان را بر روی موضوع « مشروعیت توافق پذیر» ادامه دهیم . ولی متاسفانه«مشروعیت توافق پذیر » همیشه بوسیله یک فرد به تنهایی انجام نمی گیرد . بلکه از طریق یک تیم تحقیقاتی بدست می آیدکه با هم دقیقاً تعامل داشته و سازه های به هم پیوسته ای راتولید می کنند .
ششم :
اعتبار یا اعتماد پذیری داده ها در یک تحقیق ترکیبی ، موضوع مهمی است . اگر چه این بحث ضرورتی به ذکر آن در تعاریف نیست ولی لازم است که آن را در یک تعریف کاملتر مورد توجه قرار دهیم .
بسیاری از روش شناسان به این بحث مهم توجه نشان داده اند (Tashakkori &2006 ) و (2006 ,johnsoon ) ، ما یک تیپولوژی از 9 نوع اعتبار یا مشروعیت برای محققان تحقیق ترکیبی ارائه داده ایم ( اعتبار درونی – بیرونی، ادغام نمونه . حداقل ضعفها ، توالی، تبدیل ، ترکیب پارادیمی . توافق پذیری ، اعتبار چند گانه ، اعتبار سیاسی ) و کارهای بیشتری در این زمینه مورد نیاز است .
موضوع مهم دیگر ، بحث استاندارد های روش تحقیق ترکیبی است . پاتون (2006 ) ، مجموعه جالبی از استانداردها، که باید بخوبی در نظریه از تحقیق ترکیبی کار کنند فراهم نموده است (جایی که استانداردهای متفاوت باید با شرایط و اجتماعات مختلف سازگار شوند )
پاتون مجموعه ای از استانداردهای زیر را ارائه کرده است . شامل معیارهای علمی سنتی تحقیق ، معیار سازه گرایی اجتماعی, معیار هنری و انگیزشی معیار تغیر انتقادی و اصول واستاندارد های ارزیابی(پاتون
بحثهای بیشتردر مورداینکه آیا در آینده مجموعه های بیشتری از استانداردها مورد نیاز است یا نه, لازم است و اینکه چگونه باید مجموعه ترکیبی از استانداردها را تعیین کنیم که قابل کاربرد به رویدادهای خاص باشد, ضرورت دارد.
هفتم : چگونه روشهای تحقیقی ترکیبی با موقعیت برابر، با غلبه کمی و یا با غلبه کیفی ممکن است توسعه و متمایز داده شوند ؟ چگونه روشهای تحقیق ترکیبی با غلبه کمی و یا کیفی بصورت آشکاری می تواند در پارادیمهای تحقیقات کمی و کیفی ادغام شد . همراه شود و یا بصورت متمایزی توسعه یابد ؟
این سئوالات می تواند به عنوان یک حیطه جالبی برای تحقیقات آیند. محققان و روش شناسانی باشد که از دیدگاههای روش شناختی گوناگون می آیند و قصد دارد که این « نوع های فرعی » ها را ساخته و سیسماتیک نمایند.
هشتم : جزئیات کامل .نظریه اقتضائی (1)کامل برای انجام تحقیقات انسانی چه می باشند ؟ شامل الف) چه وقت و تحت چه شرایطی ، تحقیق کیفی به عنوان یک رهیافت مناسب در نظر گرفته می شود .
ب) چه وقت و تحت چه شرایطی تحقیق کمی به عنوان یک رهیافت مناسب در نظر گرفته می شوند ؟
ج) چه وقت و تحت چه شرایطی تحقیق ترکیبی به عنوان یک رهیافت مناسب در نظر گرفته می شوند ؟
یکی از نقاط قوت نظریه ی اقتضایی در تحقیق این است که قوت ها و ضعف های روش های تحقیق کمی و کیفی و ترکیبی را شناسایی نموده و هر یک از این سه رویکرد بر اساس اهمیت و نیازشان در رویدادهای گوناگون مورد توجه قرار دهد .
نظریه اقتضائی نیازمند آن است که بصورت دقیقی برای کمک کردن به روش تحقیق ترکیبی توسعه یابد تا بتواند هم تصمیم هایش را در مورد این که چگونه روشها را با هم ترکیب نماید، موجه نموده و هم رویکرد ها را در یک رابطه اقتضائی قرار دهد .
یک نظریه اقتضائی عام از تحقیقات انسانی مطرح می کند که محققان نیازمند شناخت هر سه پارادیم تحقیقی هستند نظریه اقتضائی همچنین شیوه ای را که در آن تصمیم سازی درباره ترکیب روش و رویکرد های کمی و کیفی انجام میگیرد .تبیین می نماید . این نظریه وقتی که کاملا توسعه یافت . می تواند به محققان کمک کند تا بدانند چگونه می توان اجزای تحقیق را با هم ترکیب نموده به شیوه ای که فرصت عقلانی را برای پاسخ دادن به سئوالات فراهم بیاورد.
تحت این چارچوب ، پارادیم های تحقیق کمی وکیفی به عنوان یک دو گانه در تقابل با هم قرار ندارد بلکه بیشتر دارای تفاوت ابعادی هستند طبق گفته این نویسندگان ،تحقیق می تواند از لحاظ روش شناختی بوسیله شناسایی ابعاد سئوال تحقیقی ،اهداف، فرآیند و پتانسیل آن مشروعیت یابد .
نهم : یک تعریف کامل از روش تحقیق ترکیبی باید شامل ارجاع دادن به منطق تحقیق ترکیبی باشد . ما معتقدیم که به کارهای بیشتری مورد نیاز است تا این منطق و مجموعه منطق ها را توضیح داده و آشکار نمود . ما توجه به این بحث را با آنچه که به عنوان «اصل بنیادی تحقیق ترکیبی » نامگذاری شده است شروع می نمائیم .
وقتی می خواهیم یک تحقیق دقیقی را طراحی کنیم طبق منطق بنیادی تحقیق ترکیبی باید چنان روشها و رویکردهای کمی و کیفی را با هم ترکیب نمود تا بتوان قوت های مکمل و ضعف های غیر مشترک را تولید نمود . توجه به قوت و ضعف های رویکردهای متفاوت، نیازمند روابط و اقتضائات موقعیتی می باشد قصد ما نگاه کردن به « اصل بنیادی " در معنای وسیع آن بوده و این اصل محدود به سه بعدی کردن نمی باشد .
عنصر «قوت های مکمل» در یک اصل ، بدین معنی است که داده ها جمع آوری شده باید از منابع مختلف اطلاعاتی را فراهم کنند که به طور بالقوه ای با اهداف ما در ارتباط باشند . این عنصرمی تواند برای مثال شامل هر یک از هدفهای اصلی تعریف شده بوسیله گرین (1989) مثل مثلث بندی ،گسترش، تکمیل کردن وتوسعه می باشد .
دومین عنصر، اصل بنیادی به ما می گوید که محقق باید تلاش کند تا ضعفهای بالقوه طرح تحقیق را با ترکیب نمودن روشهایی را که دارای ضعف های متفاوت هستند حذف نماید . و اصل بنیادی باید نقطه ای از تحقیق باشد که محقق از پارادیم های متفاوت می تواند به آن نقطه برسد . بخاطر آن که اصل بنیادی همان بازگویی عام یک ایده است که در تحقیقات کیفی (ذنوین ولینکن.2005) تحقیقات کمی (تمبل وفیسک.1959...) و تحقیقات ترکیبی (تشکری وندیل.1998 .2003 ) دیده می شود . این منطق پیشنهاد می کند که در طراحی مطالعات باید هر جایی که نیاز باشد،طرحها واگرا شوندو هر جائی که نیاز است همگرا شوند به طوریکه نتایج کل طرح مفید و معتبر باشد .
یکی دیگر از ملاحضات منطق روش تحقیق ترکیبی ، مفهوم مشروعیت اعتبارهای چندگانه است که در کار ما در سال 2006 مطرح شده است طبق بحث «مشروعیت اعتبارهای چندگانه» محقق باید تلاش کند تا وظیفه دشوار طراحی و انجام مطالعات را بر مبنای ملاحظه انواع اعتبار ارائه شده در متون تحقیق کیفی ، ادبیات تحقیق کمی ادبیات تحقیق ترکیبی انجام دهد .
بدیهی است که انجام دادن خوب روش تحقیق ترکیبی وظیفه دشواری است . دادن یک و آلترناتیو برای آن ، بهرحال چالشی است که ما بدنبال حل آن هستیم .
دهم : آیا این حوزه قادر است یک تیپولوژی از روش تحقیق ترکیبی را توسعه دهد بطوزیکه بتواند بصورت گسترده ای موافقت همه را جلب کند .
ولی آیا تحقیقات با غلبه کیفی یا با غلبه کمی و روش تحقیق ترکیبی ناب نیازمند مجموعه های جداگانه ای از طرح های تحقیق می باشند ؟ البته با تردید جواب بله باشد .
یازدهم و آخر . اگر شخصی به روش تحقیق ترکیبی نگاه کند و آنرا مانند تنه یک درخت ببیند پس شاخه های آن چه می باشند؟ آیا شاخه های آن ترکیبی با غلبه کیفی ، ترکیبی با غلبه کمی ، کمی و کیفی با موقعیت برابر می باشد؟
آیا دیگر انواع شاخه ها یا نوع خاص از آنها ممکن است در طول زمان توسعه یابد؟ ( تحقیق ترکیبی تبدیلی ، تحقیق ترکیبی ائتلافی ، تحقیق ترکیبی بازتابی) ما انتظار داریم از انواع خاص روش تحقیق ترکیبی و طرح ها که در آینده خود را تبلور بخشند بعنوان محققینی که مفاهیم روش تحقیق ترکیبی را با اندیشیدن به مسائل تحقیقی جدید رخ داده شد و موقعیتهای بدست آمده مرتبط نمایند .
نتیجه گیری:
باور داریم که گرین (2006) یک چهارچوب مفیدی را برای اندیشیدن به روش تحقیق ترکیبی بعنوان پارادیم تحقیق یا روش شناختی ارائه کرده است که روشهای ترکیبی مطالعات اجتماعی نامیده می شود .
او این روش را به 4 حوزه تقسیم کرده است :
الف) فرضیات فلسفی (فرضهای فلسفی یا معرفت شناختی اساسی این روش شناسی چه هستند؟)
ب) منطق تحقیق (آنچه را که بصورت سنتی روش شناسی نامیده می شود و اشاره دارد به صورت گسترده ای به بررسی اهداف سئوالات تحقیق ، منطق ، استاندارد کیفی و شکل نگارش که چشمان خیره محقق را راهنمایی می کنند»
ج)راهنمایی برای عمل (رویه های خاص و ابزارهای مورد استفاده برای انجام تحقیق)
د) تعهدات سیاسی اجتماعی (نظیر منافع ،تعهدات و روابط قدرتی که حول یک موقعیت در جامعه ای که مطالعه ای در آن انجام می گیرد . وجود دارد)
پنج مضمونی که به روشنی در این مقاله تعریف شده از (ترکیب کردن چیست؟ کی و کجا ؟گستره ، چرایی و جهت گیری ) می توان گفت: تقریباً با چهار حوزه توسعه روش شناختی گرین همپوشانی دارند.
حوزه 1 (فرضیات فلسفی) با مضمون گستره همپوشانی دارد.
حوزه 2 (منطق مطالعه) هر دو مضمون کی و کجا و چرایی را در بر می گیرد .
حوزه 3 (راهنمایی برای عمل) مضمون ترکیب کردن چه هست» را می پوشاند.
حوزه 4 (تعهدات سیاسی و اجتماعی با مضمون جهت گیری همپوشانی دارد .
اما در بین تعاریف ارائه شده بوسیله پیشگامان هیچ تعریفی وجود ندارد که چهار حوزه گرین را پوشش دهد . همچنانکه گرین نشان داده است توسعه روش تحقیق ترکیبی مستلزم توجه به هر چهار حوزه است ما باور داریم که تعاریف جامع تری ممکن است برای حوزه روش تحقیق ترکیبی مفید است .
تلاش برای ادغام نمودن ایده های بحث شده ایی در مقاله که شامل حوزه های روش شناسی گرین (2006) تعاریف عمومی بنیانگذاران روش تحقیق ترکیبی و بعضی از شکاف های بالقوه ای موجود در تعاریف مطرح شده در قسمت قبلی می باشد . ما تصمیم گرفتیم کار با ارائه یک تقریب اولیه ای از یک تعریف جامع یا خلاصه ای از آنچه تحقیق ترکیبی نامیده می شود پایان دهیم تعریف جدید ما بدین قرار است :
روش تحقیق ترکیبی یک سنتز عملی و ذهنی بر مبنای تحقیق کمی و کیفی می باشد که پارادیم تحقیق یا روش شناسی سوم نامیده می شود (همراه با روش شناسی کمی و کیفی)
این روش ، نه تنها ، اهمیت تحقیق سنتی کمی و کیفی را بازشناسی می کند بلکه یک گزینه قدرتمندی بعنوان پارادیم سوم را مطرح می کند که نتایج تحقیقی مفید ، متعادل ، کامل و غنی را فراهم می آورد» .
روش تحقیق ترکیبی یک پارادیم تحقیقی است که الف) با فلسفه پراگماتیسم (در یکی از اشکال چپ ، راست و میانه آن ) همنشین است .
ب)از منطق روش تحقیق ترکیبی که (شامل منطق اصل بنیادی است) پیروی می کند .
ج) بسته به دیدگاههای کمی و کیفی ، جمع آوری داده ها ، تحلیل ها و تکنیکهای استنباط مطابق با منطق روش تحقیق ترکیبی که در سئوال تحقیق هر شخص عنوان شده است ترکیب می شوند .
د) پارادیم روش تحقیق ترکیبی رویکرد مهمی را برای تولید سئوالات مهم تحقیق ارائه می دهد و پاسخ های قانع کننده برای این سئوالات فراهم می کند این نوع از تحقیق باید زمانی بکار رود که سلسله ای از مقتضیات در یک موقعیت در رابطه با سئوال تحقیق وجود داشته باشد که روش تحقیق ترکیبی را پیشنهاد می دهد تا بتوان یافته ها و نتایج تحقیقی بهتری را فراهم آورد.

________________________________________
منابع در آرشیو نشریه موجود است.
# کارشناس ارشد جامعه شناسی
##دانشجوی دکتری جامعه شناسی توسعه دانشگاه تهران tarkarani@gmail.com

منبع:www.sociologyofiran.com



موضوعات مرتبط: روش تحقیق، تحقيق كيفي Qualitative Research
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:0 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرکز اطلاعات تحقیقات رفتاری
Behavioral Research Information Center
BRIC "BRIC"
Religion. Value. Believe. Behavior. Generation. Gender. Knowledge. Community. Nation. People. Clothes. Culture. Behavioral Sciences. Social Psychology. Statistics. Assessment and measurement. Questionnaire. Scale. Method. Education. Women. Men. Work . Social role. Parents. Norm. R. Research دین ارزش اعتقاد رفتار نسل جنسیت دانش جامعه
ملت مردم لباس فرهنگ علوم رفتاری روانشناسی اجتماعی آمار سنجش و اندازه گیری پرسشنامه مقیاس روش آموزش زنان مردان کا ر نقش اجتماعی خانواده پدرمادر هنجار تحقیق.پژوهش
موضوعات وب
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت